–
58 min
غزل نمره ۴۷۹
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام يک منی
در بحر مایی و منی افتادهام بيار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
خون پياله خور که حلال است خون او
در کار يار باش که کاریست کردنی
ساقی به دست باش که غم در کمين ماست
مطرب نگاه دار همين ره که میزنی
می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی
ساقی به بینيازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی
Lyssna på fler avsnitt från
رواق / Ravaq
Visar 1–10 av 592 avsnitt
–
1 min
–
62 min
–
57 min
–
57 min
–
57 min
–
55 min
–
70 min
–
58 min
–
60 min
–
68 min