–
68 min
غزل نمره ۴۷۳
فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن
وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی
حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی
کامبخشی گردون عمر در عوض دارد
جهد کن که از دولت داد عيش بستانی
پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ
کاين همه نمیارزد شغل عالم فانی
پيش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت
با طبيب نامحرم حال درد پنهانی
زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد کشت
عاقلا مکن کاری کآورد پشيمانی
محتسب نمیداند اين قدر که صوفی را
جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی
با دعای شبخيزان ای شکردهان مستيز
در پناه يک اسم است خاتم سليمانی
يوسف عزيزم رفت ای برادران رحمی
کز غمش عجب بينم حال پير کنعانی
میروی و مژگانت خون خلق میريزد
تيز میروی جانا ترسمت فرومانی
دل ز ناوک چشمت گوش داشتم ليکن
ابروی کماندارت میبرد به پيشانی
باغبان چو من زين جا بگذرم حرامت باد
گر به جای من سروی غير دوست بنشانی
جمع کن به احسانی حافظ پريشان را
ای شکنج گيسويت مجمع پريشانی
گر تو فارغی از ما ای نگار سنگين دل
حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثانی
Lyssna på fler avsnitt från
رواق / Ravaq
Visar 1–10 av 592 avsnitt
–
1 min
–
62 min
–
57 min
–
57 min
–
58 min
–
57 min
–
55 min
–
70 min
–
58 min
–
60 min